تبلیغات
♥♥بزرگـــترین کل کل دختر و پسر/استقلال و پرسپولیس♥♥ - یادش بخیر ...
جمعه 20 مرداد 1391

یادش بخیر ...

   نوشته شده توسط: سهیل جون دستیار کل کل طنز    نوع مطلب :طنز ،روانشناسی ،شعر و داستان ،عاشقانه ،اس ام اس ،جک ،کل کل ،




شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.


شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ


شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.



شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.



شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.


شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !


شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!!


شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم


شما یادتون نمیاد: خانوم اجازهههههههه سعیدی جیش کرددددددد


شما یادتون نمیاد ابتدایی كه بودیم, وایمیسادیم تو صف...بعد ناظممون میومد میگفت یه جوری بگید مرگ بر امریكا؛تا صداتون برسه امریكا.....!!!
ما هم ابلـــــــــــــــــــــــــــه ، فكر می كردیم امریكا كوچه بغلیه ، ازتهِ جیــــــــــــــگر داد میزدیم..


خیلی دوس دارم شما هم به این شما یادتون نمیاد یه مطلبی بنویسین از خاطرات بچگیتون
 
به ادامه مطلب بروید ...



شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!


شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !
 


شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.


شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !


شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .



شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟


شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.




شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن


شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !


شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.


شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!


شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم …



شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک) رو با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده اش

شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم، همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه



شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم



شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…

شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …



شما یادتون نمیاد اون موقع ها وقتی مدادمونو که میتراشیدیم همش مواظب بودیم که این آشغال تراشش نشکنه همینجوری هی پیچ بخوره

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن



شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف
نیست مستقیم برید سر کلاس


چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر


What is a heel lift?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 04:31 ق.ظ
I'd like to thank you for the efforts you have put in writing this website.

I really hope to check out the same high-grade content by you
later on as well. In truth, your creative writing abilities has
encouraged me to get my own, personal blog now
;)
http://adriennerois.jimdo.com/
چهارشنبه 3 خرداد 1396 05:24 ق.ظ
I constantly emailed this blog post page to
all my contacts, since if like to read it then my contacts will too.
امیر
شنبه 23 دی 1391 01:10 ب.ظ
شما یادتون نماد وقتی شلوغ میکردیم معلم ما رو میفرستاد گوشه کلاس سطل اشغالو میداد دستمون میگفت یه پایی بایست.....بدترین درد دنیا
امیر
شنبه 23 دی 1391 01:08 ب.ظ
شما یادتون نمیاد...بهترین موضوع زنگ انشا...تابستان خود را چگونه گذراندید...فصل بهار را توصیف کنید...علم بهتر است یا ثروت که همیشه نظر مشترک همه بچه ها علم بهتر بود
امیر
شنبه 23 دی 1391 01:04 ب.ظ
شما یادتون نمیاد وقتی معلم میخواست یکیو بیاره جلو درس بپرسه میرفتیم پشت نفر جلومون یا الکی تراشو زمین مینداختیم وزیر میز میرفتیم جا میخوردیم که ما رو نبینه ودقیقا برعکس ما رو صدا میکرد
تناز
دوشنبه 23 مرداد 1391 03:21 ق.ظ
شما یادتون نمیاد

وقتی تعطیلات بود و خانم معلم مشق زیاد میگفت من یه خط درمیون مینوشتم که زود تموم بشه برم بازی وقتی هم خانم معلم دفترم رو امضا میکرد ویه صدآفرین برام مینوشت اینقد ذوق میکردم که سرش رو گول زدم
مرضیه مدیر وبلاگ
شنبه 21 مرداد 1391 04:15 ب.ظ
شما یادتون نمیاد یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام!
بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو…..
من که حلالشون نمی کنم!!!!!
نوا
شنبه 21 مرداد 1391 02:25 ب.ظ
شما یادتون نمیاد زمانی که رفتیم کلاس سوم.هر وقت کتاب کلاس دوم رو میدیدیم زود میگفتیم یادش بخیر...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر